جشن یلدا
امروزیعنی 21 اذر 92 مهد دینا براشون جشن یلدا گرفت .این جشن تو باغ موزه قصر بود امروز برف هم میومد و هوا حسابی سرد بود دینا هم که مدتی حال نداره و نمی دونم چرا بهتر نمی شه امروزم یکم تب داشت ولی چون خیلی دوست داشت به این جشن بره بردیمش و حسابی بهش خوش گذشت البته یه کم بد اخلاق بود
بچه ها با مامان و بابا ها کلی بازی کردن هو هو چی چی آسیاب بچرخ خاله بزغاله گرگم و گله می برم صندلی بازی طناب کشی تازه یه شعبده باز هم اومده بود و کلی کارای جالب انجام داد
دو تا عکس هم کنار سفره شب یلدا انداختیم که هر وقت حاضر شد می زارم
خوراکی های شب یلدا رو مثل هندونه و لبو و انار و آش رو هم خوردیم .جای همه خالی
اینم چند تا عکس از امروز

چند تا از خاله های دینا ادم برفی شده بودن دینا که ازشون ترسیده بود و حاضر نبود باهاشون عکس بندازه این عکسم به زور انداخت

این چیزی که دست دیناست یادگاری از امروزه که به همه بچه ها دادن

اینم ننه سرماست که به همه فال حافظ داد

اینا کاردستی های بچه هاست که تو ورودی سالن اویزون کرده بودن


اینم کار دینا خانم ما

خاله نمایش برای بچه ها یه قصه از شاهنامه تعریف کرد

این کارتی که گردن دیناست یه هندونه است که اسمشو روش نوشته

بابا رضا تقریبا همش دنبال بادکنک برای دینا بود اخه دینا هی بادکنکشو می ترکوند و گریه می کرد بابا رضا هم دنبال بادکنک برای دینا

این کوچولو رونیکا دوست دیناست این دو تا همش تو بغل همن


اینم غزال خانمه که خیلی مهربونه

دینا با دوستاش مشغول صحبت وبازیه

بچه ها یه عالمه رقصیدن و شادی کردن البته دینا خیلی وسط نرفت و بیشتر تماشا کرد فقط وقتی برف شادی می ریختن می رفت وسط که برفا رو بگیره




جشن یلدا
مامان هدی